تبليغاتX
اسفستان
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  اسفستان اوغلی مهدی عمیدی

سلام

باآرزوی سلامتی برای شما عزیزان اسفستان اوغلی بازساز ی شد

وبرای شما عزیزان آراسته گردید

اسفستان
نویسنده : مهدی عمیدی | ساعت 19:23 روز 88/06/30
| لینک ثابت

  قالب بلاگفا

 

نام قالب: جام جهانی

نام قالب: قرآن

نام قالب: پیتر پن

نام قالب: سینما

نام قالب: کانتر

نام قالب: بهار

نام قالب: پاییز سرخ

نام قالب: هفت کوتوله

نام قالب: تدی 2

نام قالب: فروهر

نام قالب: هک

نام قالب: فرشته

نام قالب: میکی موس

نام قالب: هیولاها

نام قالب: نینی

نام قالب: سیب

نام قالب: آسمان نارنجی

نام قالب: نسیم

نام قالب: هری پاتر

نام قالب: موزیک

نام قالب: عشق

نام قالب: محرم

نام قالب: چی توز

نام قالب: سیندرلا

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

نام قالب: پرتال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود
نویسنده : مهدی عمیدی | ساعت 18:44 روز 88/06/30
| لینک ثابت

  تراختور

یئل یاتار


طوفان یاتار


یاتماز تراختور


پرچمی

اخبار
نویسنده : مهدی عمیدی | ساعت 0:19 روز 88/06/30
| لینک ثابت

  اسفستان اوغلی نفقه چیست؟

    نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن، از قبيل مسكن، البسه، غـذا، اثاث منزل، و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض". و شوهر مكلف است همة آن ها را متناسب با وضعيت خانوادگي و اجتماعي زن فراهم نموده و در اختيار او قرار دهد.


  آيا زن مي تواند پس از جدايي از همسر خود باز هم نفقه مطالبه كند؟

 در صورت وقوع طلاق، هرگاه علت جدايي عدم تمكين يا نشوز زن به دليل ترك خانه نبوده و طلاق رجعي باشد، پرداخت نفقه زن در طول مدت عده (زمان تعيين شده پس از وقوع طلاق يا فوت شوهر كه زن در اين مدت حق ازدواج مجدد ندارد) بر عهده مرد خواهد بود. به عكس در طلاق خلع ( به دليل كراهت زن از همسر خود)، مرد از پـرداخت نفقه معاف است، اگــرچه زن مـي بايست عده نگاه دارد.


ضمانت اجراي عدم پرداخت نفقه چيست؟

دو نوع ضمانت اجرا براي خودداري مرد از پرداخت نفقه وجود دارد:

   1- ضمانت اجراي حقوقي: هرگاه به رغم تمكيــن زن، شوهر از پرداخت نفقـــه خودداري كنــد زن مي تواند با طرح دعوي حقوقي، محكوميت او را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد؛ در اين صورت دادگاه، حكم به پرداخت نفقه خواهد داد. در اين مورد بايد افزود كه اگر دادگاه حكم به پرداخت نفقه صادر كند و مرد واقعاً از پرداخت آن ناتوان باشد، زن اين حق را دارد كه در صورت تمايل، تقاضاي طلاق كند.

   2- ضمانت اجراي جزايي: علاوه بر ضمانت اجراي حقوقي، از آن جا كه نپرداختن نفقه در قانون ايران، جرم نيز محسوب مي شود، زن مي تواند با مراجعه به دادسراي عمومي، تعقيب جزايي شوهر را بخواهد. در اين صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه، مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نيز محكوم خواهد شد.

اسفستان اوغلی

اخبار
نویسنده : مهدی عمیدی | ساعت 3:40 روز 88/06/27
| لینک ثابت

  متن سلطان قلبها

متن آهنگ سلطان قلبها

يه دل ميگه برم برم
يه دلم ميگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بي تو چه کنم
پيش عشق اي زيبا زيبا
خيلي کوچيکه دنيا دنيا
با ياد توام هرجا هرجا
ترکت نکنم
سلطان قلبم تو هستي تو هستي
دروازه هاي دلم را شکستي
پيمان ياري به قلبم تو بستي
با من پيوستي
يه دل ميگه برم برم
يه دلم ميگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بي تو چه کنم
پيش عشق اي زيبا زيبا
خيلي کوچيکه دنيا دنيا
با ياد توام هرجا هرجا
ترکت نکنم
سلطان قلبم تو هستي تو هستي
دروازه هاي دلم را شکستي
پيمان ياري به قلبم تو بستي
با من پيوستي
اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بر يار ديگر نبندم دلم را
سرشارم از آرزو و تمنا اي يار زيبا

اسفستان اوغلی

اسفستان
نویسنده : مهدی عمیدی | ساعت 21:22 روز 88/06/24
| لینک ثابت

  پرنسس دایانا
زندگینامه پرنسس دایانا -  


پرنسس دایانا كه روزی همسر ولیعهد انگلستان پرنس چارلز بود در روز اول ژوئیه ۱۹۶۱ به عنوان سومین دختر نجیب زاده اسپنسر در سندرینگهام دیده به جهان گشود. والدینش كه در انتظار فرزند پسری بودند از بدنیا آمدن او زیاد خوشحال نشدند. او از همان دوران كودكی دارای اختلال دستگاه گوارشی بود. وقتی شش ساله بود پدر و مادرش از هم جدا شدند و این بر شدت بیماری او افزود. دایانا و سه خواهر و برادرش نزد پدر ماندند. دایانا از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۸ پس از اتمام دوره تحصیل در مدارس خصوصی انگلستان تحصیلات خود را در كشور سوئیس ادامه داد و به پایان برد. وقتی به لندن بازگشت به عنوان آموزگار و مربی در كودكستانی در شهر لندن مشغول به كار شد.
در آن زمان پدر دایانا سمت آجودانی ملكه را داشت و به خاطر همین فرزندانش با بچه های دربار سلطنتی بزرگ شدند بنابراین ولیعهد انگلستان پرنس چالز و لیدی دایانا از مدتها پیش یكدیگر را می شناختند كه این شناختن بعدها علاقه ای را بوجود آورد كه منجر به ازدواج شد . در یك میهمانی شبانه در ژوئیه سال ۱۹۸۰ در پارك كاودری پرنس چالز بدون نقشه دایانای ۱۹ ساله را به یك كنسرت موسیقی درتالار رویال آلبرت دعوت كرد و در این كنسرت پرنس چالز دایانا را به مادرش ملكه معرفی كرد در ۲۴ فوریه سال ۱۹۸۱ نامزدی او با پرنس چالز ولیعهد انگلستان اعلام شد و در ۲۹ ژوئیه همان سال در كلیسای سنت پل در لندن دایانا با پرنس چالز ازدواج كرد و در یك عروسی باشكوه او عروس خانواده سلطنتی انگلستان شد.

در آن سال دایانا ۲۰ ساله و پرنس چالز ۳۳ ساله بود بعد از ازدواج دایانا لقب پرنسس ویلز را گرفت.
درست یك سال بعد از ازدواج آندو اولین فرزندشان ویلیام در ۲۱ ژوئن ۱۹۸۲ متولد شد كه مشهور به ویلز شد و در ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۴ دومین فرزندشان به نام هنری كه مشهور به هری بود دیده به جهان گشود

بعد از بدنیا آمدن پرنس هنری روابط آندو به سردی گرایید. پرنس چالز ساكت و كم حرف و منزوی بود و بیشتر خواهان زندگی بدون همسر در قصر خویش در بالمورال بود و علاقه خاصی به ماهیگیری و شكار داشت. او بعد از بدنیا آمدن پرنس هری اتاق خوابش را از همسرش جدا كرد و این برای دایانا كه در اوج جوانی خواهان یك زندگی پر از عشق بود غیر قابل تحمل بود و هنگامی كه پرنس چالز به روابط پنهانی خود با كاملیا پاركر – بوئلز اعتراف كرد دیگر دایانا هیچ امیدی به زندگی مشتركشان نداشت.

بار دیگر اختلالات گوارشی به سراغش آمدند. او حتی در این دوران كه رفت و آمد مكرر كاملیا پاركر را به قصر شوهرش می دید چند بار دست به خودكشی زد. دایانا كمی بعد وقتی خودش را از شوهرش و دربار جدا دید سعی كرد بیشتر با مردم بجوشد و بیشتر وقت خود را با مردم می گذراند و این برای دربار بسته انگلستان غیر قابل تحمل بود. غیبتهای طولانی او از دربار موجب انتقادات شدیدی شد. او تمام تلاش خود را می كرد كه مادر شوهرش ملكه الیزابت دوم را قانع كند كه وظیفه یك ملكه تنها این نیست كه داخل قصرهای باشكوه خود را زندانی كند. كم كم بیشتر درباریان او را طرد كردند و فقط دو پسرش با او همراز و همصحبت بودند

در اواخر تابستان ۱۹۸۶ پرنس دایانا در یك مهمانی با سراوان جیمز هیوویت آشنا شد و این سرآغاز شكل
گیری یك عشق پنهانی بود. جیمیز سروان ارشد گارد سلطنتی بود و اداره اصطبل های سلطنتی را بر عهده داشت. او به بهانه یاد دادن سواركاری به دایانا بیشتر به او نزدیك شد او سواركار ماهری بود. در ضمن چوگان را به خوبی بازی می كرد. بعدها او گفت كه اولین دیدارش با دایانا در یك بازی چوگان بود كه پرنس چالز را مغلوب كرد و دایانا كه آن موقع نامزد پرنس بود به خاطر این شكست شوهر آینده اش اشك به دیدگانش جاری شد .... جیمز هیوویت با پرنس چالز رابطه خوبی داشت ....چند روز بعد پرنسس دایانا به جیمز تلفن كرد و از او خواست كه به طورجدی تعلیمات سواركاری را شروع كند. همچنان كه درسهای سواری ادامه پیدا می كرد تماس ایندو با هم بیشتر می شد. وقتی دایانا كاملا سواركاری را یاد گرفت صبح های زود همراه جیمز در اطراف هاید پارك به سواری می رفتند. در این برنامه های روزانه یكی از ندیمه هایش و رئیس محافظانش همراه آندو بودند ...

طی چهار ماه اول آشنایی با جیمز دایانا پرده از زندگی اش برداشت. اینكه چالز او را طرد كرده و اینكه او هر چه در توانش بود انجام داده تا زندگی اش را بهتر كند ولی زندگی اش هر لحظه ناخوشایند تر می شود. او اعتراف كرد كه دیوانه وار پسرانش را دوست دارد و هیچ وقت دوست ندارد با طلاق از چالز پسرانش را به سرنوشت خودش مبتلا كند. چون او همیشه از طلاق پدر و مادرش عذاب می كشید او به جیمز گفت كه از همان دوران نامزدی از نفوذ كاملیا پاركر – بوئلز به شوهرش آگاه بوده ولی امیدوار بوده كه بعد از زندگی مشترك تمام توجه شوهرش را به خودش معطوف كند. او با تمام وجود برای جیمز گریست و گفت هنوز سایه كاملیا پاركر را به زندگی اش احساس می كند. او عاشق شوهرش بود. هر كاری از دستش بر آمده انجام داده كه در چشم شوهرش زیبا به نظر بیاید ولی هر چه او محبوبیت كسب می كرد پرنس چالز احساس عدم امنیت می كرد كه چرا همسر زیبا و جوانش محبوب تر از اوست .......
دایانا از اینكه مجبور بود در جلوی انظار مردم و مطبوعات و نمایندگان دیگر كشورها خودش را همسری عاشق نشان دهد و لبخند تصنعی بزند عذاب می كشید. پرنس چالز از محبتی هر چند كوچك از همسرش دریغ می كرد و این باعث می شد كه دایانا هر چه بیشتر به سمت جیمز كشیده شود دایانا كمی بعد جیمز را برای صرف شام به قصرش دعوت كرد. كم كم این قرارهای شام یك برنامه همیشگی شد ویلیام و هری پسران دایانا هم به جیمز خیلی عادت كرده بودند و رابطه خوبی با او پیدا كرده بودند. حتی یكبار همراه جیمز و مادرشان به بازدید از پادگان نظامی كامبرمیر رفتند. جیمز و دایانا بدور از چشم دربار عاشق هم شده بودند. جیمز آن حالت اعتماد كه پرنس چالز در دایانا بوجود نیاورده بود در او بوجود آورد و دایانا به جیمز وابسته شد. وقتی در سال ۱۹۸۹ جیمز پس از ترفیع نظامی برای انجام ماموریت دو ساله از سوی ارتش به آلمان اعزام شد. برای دایانا خبر وحشتناكی بود. او احساس می كرد كه جیمز هم مانند پرنس چالز او را طرد كرده و می خواهد ترك كند. در آن دوران باز هم بیماری گوارشی او كه بولیمی (مرض جوع) بود عود كرد. دایانا هم با خود خواهی به جیمز بی اعتنایی كرد و دیگر به تماسهای مكرر جیمز پاسخ نمی داد و جیمز با ناراحتی و بدون دیدن دایانا به آلمان رفت. دایانا گاهی اوقات درآلمان به او تلفن می زد و با لحن رسمی و خشك با او صحبت می كرد. كمی بعد جیمز به خلیج فارس اعزام شد. او از این انتخاب راضی بود چون دیگر زندگی كردن در ریا و تزویر او را خسته كرده بود و دیگر نمی توانست به زندگی پنهانی با دایانا ادامه دهد. او واقعا دایانا را دوست داشت و از اینكه نمی توانست زندگی مثل دیگر زوجها داشته باشند و اینكه مجبور هستند در بین انظار مردم و دربار خیلی رسمی و خشك با هم صحبت كنند رنج می كشید. او می دانست سرانجام رازشان بر ملا می شود و او متهم می شود. او با خود فكر می كرد كه اگر در جنگ خلیج فارس كشته شود اوضاع واقعا عالی می شود. او می دانست دایانا غصه می خورد اما لااقل دیگر متهم به ترك دایانا نمی شد. او آماده بود جانش را در راه كشورش و زنی كه دوست دارد فدا كند !!

البته غیبت جیمز به دایانا كمك كرد كه به خودش تكیه كند و بفهمد كه حتما تواناست و در نتیجه قوی تر از پیش شد. او هر روز برای جیمز در خلیج فارس نامه می نوشت و آن سردی گذشته را فراموش كرده بود علاوه بر دایانا دختری به نام اما استواردسن هم برای جیمز نامه می نوشت. البته قبل از اینكه جیمز با دایانا آشنا شود؛ او و جیمز با هم رابطه ای قوی داشتند و كم كم این رابطه به سردی گرایید. وقتی اما فهمید كه جیمز در خلیج فارس است دوباره با او رابطه برقرار كرد وقتی كه در ستون شایعات روزنامه متوجه شد كه دایانا هم برای جیمز نامه می نویسد حس حسادت زنانه اش او را وادار كرد كه ماجرای خودشان را به یك نشریه هفتگی بفروشد. البته جیمز معتقد بود كه داستانی كه اما تعریف كرده بسیار غیر واقعی است ولی این داستان موجب شد كه راز دایانا و جیمز برملا شود. حالا تمام مطبوعات می نوشتند كه پرنسس دایانا برای جیمز نامه می نویسد و برای او سیگار - شیرینی – باتری – غذا و پیراهن می فرستد. كمی بعد هنگامی كه صحبت از كاهش تعداد نظامیان شد به جیمز اطلاع دادند كه باید خود را بازخرید كند. حتی به او گفتند چون در جنگ خلیج فارس تیپ تحت فرماندهی او او هیچ كشته ای نداده به او صلیب افتخار می دهند. ولی جیمز دوست داشت در ارتش بماند. او می دانست كه برملا شدن رازشان در مطبوعات در این كنار گذاشتن او از ارتش نقش داشته و می دانست كه نام افتخار آمیز گارد جاوید را به بی آبرویی كشانده است.

. جیمز در مدتی كه در خانه بسر می برد به خاطر اخراج از ارتش دچار افسردگی شدیدی شد در این بین با خانم سالی فی بر آشنا شد ولی هیچ كس در قلبش مانند دایانا نبود. وقتی شوهر سالی فی بر او را طلاق داد و مسئول آنرا جیمز معرفی كرد دیگر برای دایانا همه چیز تمام شده تلقی شد و برای همیشه جیمز را به فراموشی سپرد. البته جیمز در سال ۱۹۹۴ كتابی با عنوان پرنسس عاشق منتشر كرد و در آن از روابط خود با پرنسس دایانا پرده برداشت. در سال ۱۹۹۵ دایانا دریك مصاحبه جدال آمیز با تلویزیون بی بی سی به ماجراهای خود با هیوویت اعتراف كرد. با اینكه ملكه مادرپرنس چالز از هر دو خواست كه از هم جدا شوند ولی دایانا طلاق را رد كرد و بالاخره در ۲۸ اوت ۱۹۹۶ از پرنس چالز جدا شد. آن زمان جان میجر رئیس جمهور وقت طلاق آندو را اعلام كرد ...


دایانا بعد از طلاق زندگی متفاوتی را آغاز كرد. در ژانویه ۱۹۹۷ به عنوان سفیر صلیب سرخ انگلستان به كشور آنگولا رفت. كمی بعد با دودی الفاید ثروتمند آشنا شد. البته پدر دایانا و پدردودی از دوستان قدیمی بودند. كم كم دایانا و دودی به هم علاقمند شدند و با هم قرار ازدواج گذاشتند. پدر دودی كه یك مصری ثروتمند بود خیلی از تصمیم آندو استقبال كرد.
مطبوعات یك لحظه دایانا را رها نمی كردند و همه جا او و دودی را زیر نظر داشتند. دایانا كم كم داشت طعم خوشبختی را در كنار دودی احساس می كرد. در مسافرتهایی كه همراه دودی بود همیشه لبخندی از اعماق وجود بر لب دایانا خودنمایی می كرد ولی این خوشبختی زیاد دوام نداشت در ۳۱ اوت ۱۹۹۷ پرنسس دایانا در حالی كه ۳۶ سال بیشتر نداشت به همراه دودی الفاید میلیاردر مصری در یك حادثه اتومبیل در پاریس جان باختند. در آن هنگام دودی الفاید ۴۲ ساله بود كه همان دم جان سپرد ولی پرنسس دایانا كه به سختی مجروح شده بود در ساعت ۴ صبح بر اثر خونریزی ریوی در بیمارستانی در پاریس درگذشت.

به گفته خبرگزاری فرانسه اتومبیل حامل پرنسس كه تحت تعقیب عكاسان و خبرنگاران روزنامه های جنجالی قرار داشت با سرعت زیاد حركت می كرد. در این حادثه كه در نیمه شب در تونل آلما در مركز پاریس رخ داد محافظ دایانا به سختی مجروح شد. هفت تن از عكاسانی كه دایانا را تعقیب می كردند بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند. پرنسس دایانا زمان مرگ دو پسر ۱۵ و ۱۳ ساله از ازدواج خود با پرنس چالز داشت.

پیش از آنكه دایانا به خاك سپرده شود شایعاتی در لندن و دیگر نقاط جهان به سر زبانها افتاد كه مرگ دایانا تصادفی نبوده و شاید به دلیل اینكه او قصد ازدواج با یك مصری را داشت و بعید نبود ولیعهد آینده انگلستان بر اثر ازدواج دوم مادرش برادری عرب پیدا می كرد اینتلیجنت سرویس انگلستان دست به كار شده و دایانا را به قتل رسانده بود. همه معتقد بودند كه خاندان سلطنتی انگلیس تحمل اینرا نداشتند كه فرزندان حاصل از ازدواج پرنسس دایانا و دودی الفاید نیمه عرب و اسم اسلامی داشته باشند.

قبل از به خاك سپاری دایانا بانوی پزشك انگلیسی به نام آن كاكس كه شوهرش مردی مسلمان بود و مدت ده سال پزشك خانواده الفاید بوده است ادعا كرد كه دایانا می خواست دین اسلام را برگزیند و هفته ای یكبار روزهای دوشنبه ساعت ۶ به ملاقات آن كاكس می رفت تا پرسشهای مذهبی اش را مطرح كند كه در بیشتر ملاقاتها نامزدش دودی هم او را همراهی می كرد .

دربار انگلیس رفتار سردی در مقابل مرگ دایانا به نمایش گذاشت و خود ملكه هم به خاطر تجمع انبوهی از مردم روبروی قصر بعد از چند روز مجبور به فرستاندن پیام تسلیت شد.
تشییع جنازه دایانا بسیار باشكوه برگزار شد. پرنسس در حالی كه پیراهن شب باشكوهی به تنش پوشانده شده بود به خاك سپرده شد. ولی همیشه این پرنسس كه مظلومانه زندگی كرد و جهان را وداع گفت در قلب مردم انگلستان زنده است. آنها همیشه از پرنسس دایانا به خوبی یاد می كنند و خانواده سلطنتی را مسئول مرگ او می دانند.
اسفستان اوغلی
اسفستان
نویسنده : مهدی عمیدی | ساعت 21:19 روز 88/06/23
| لینک ثابت